الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

217

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

( أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ - 37 / طور ) . پس اينكه مىگويند : تَسَيْطَرَ فلانٌ على كذا و سَيْطَرَ عليه : در وقتى است كه كسى بر چيزى مثل اقدام و تسلّط بر خط و نوشتن محافظت ، و اشراف داشته باشد ، مىگويد : تو بر آنها حافظ و قائم بر آنها نيستى . به كار بردن - مُسَيْطِر - در آيهء فوق مثل : 1 - به به كار بردن واژه - قائم - در آيه‌اى است كه مىگويد : ( أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ - 33 / رعد ) .

--> آزاد منشانه براى تبعيّت نكردن از متخصّصين واقعى مكتب الهى مىنمايند اين آيات را با آب و تاب در سخنرانىها و كتاب‌هاشان بيان مىكنند و مىگويند آقا مگر نمىبينى كه خداوند به پيغمبر گفته است ( لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ - 22 / غاشيه ) پس به كسى ربطى ندارد كه ما چه مىكنيم و چه هستيم ما مطلقا آزاديم و هرطور مىخواهيم با سليقه و برداشت خود عمل مىكنيم و حال اينكه هر آيه‌اى از قرآن پيوسته به آياتى است كه در معنى به آن ربط دارد و در همان حدود بايستى فهميده و بيان شود . در حكومت الهى و جامعهء مسلمين همهء ما نسبت به هم مسئوليم مگر امر به معروف و نهى از كفر و منكر را قرآن دستور نداده است ، مگر اجراى آيهء امر به معروف از پيامبر ( ص ) شروع نمىشود و حكم آن تمام مردم را شامل نمىشود پس پيامبر ( ص ) و سرپرست جامعه مسلمين و همهء مؤمنين حقّ تذكر و امر و نهى را با شرايطش نسبت به هم دارند . قرآن سرپرستى و ولايت را در امور قضايى ، اجرايى و سياسى ، نخست به عهدهء پيامبر ( ص ) گذارده كه مىگويد : ( فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً - 65 / نساء ) به خدا سوگند كه ايمان ندارند و مؤمن نيستند مگر اينكه تو را در آنچه كه مايهء اختلافشان هست حاكم و داور كنند و سپس بعد از رأى و نظرت در دلهاى خويش ملالى نيابند و بى چون و چرا گردن نهند و بپذيرند . عبارت - فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ - در آيهء اخير ، تمام امورى را كه به حكومت و داورى نياز دارد اعمّ از امور سياسى و قضائى و اجرايى به عهدهء پيامبر ( ص ) و قرآن و سنّت و اولياء دين قرار داده است زيرا مىگويد : ( أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ - 95 / نساء ) يعنى عموم مردم در حكومت اسلامى بايستى فرامين خدا و رسول را با اطاعت از حاكمانى كه از خود مسلمين يعنى مؤمن ، صالح ، متّقى ، عالم ، شاهد ، مدير ، بشير ، مدبّر ، نذير ، حافظ دين ، مخالف هواى نفس و مطيع محض خدا هستند بگيرند و بپذيرند نه از الگوهاى غير از اينها و نه از مدعيّان دروغين و بازمىگويد : ( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً - 45 / احزاب ) و در آيهء ديگر خطاب به عموم مسلمين مىگويد : ( وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً - 143 / بقره ) يعنى پيامبر ( ص ) با سخن و عمل بر شما مراقب است همانگونه كه مسلمين بر يكديگر شاهدان و مراقبانند ، پس ( لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ - 22 / غاشيه ) در همان معنى كه مؤلّف محترم در متن به اشارهء بيان كرده يعنى فقط خداوند است كه مىداند هر كسى چه مىكند و از حال او آگاه است و اين ربطى به مسئوليّت و ولايت و مراقبت و نظارت همگانى ندارد و بديهى است كه حافظ و قائم به حيات هر كسى خداست .